همیشه.
اما حالا خودم،
یک با باد رفته ی بر باد خفته ام.
****************
می دانم که خیلی ها منظورم از "بادبان" را نمی دانند.به هر حال،من یک بادبانم،و تلاش می کنم که یک بادبان باقی بمانم.
"به هر حال در سال نوآوري و شكوفايي هستيم و هر تيمي كه خلاق تر باشه،مي تونه بازي رو ببره"
توی دو هفته ی گذشته:
۱-داوود اسدی،بازیگر و نویسنده ی تئاتر و تلویزیون و یکی از "ساعت خوش"ی ها
۲-دکتر فریدون آدمیت،پدر تاریخ نگاری معاصر ایران و نویسنده ی کتاب هایی مانند "امیر کبیر و ایران"
۳-آنتونی مینگلا،کارگردان معروف "بیمار انگلیسی" و "کوهستان سرد"
۴-آرتور سی کلارک،نویسنده ی معروف داستان های تخیلی و یکی از فیلمنامه نویسان "۲۰۰۱،یک ادیسه ی فضایی" کوبریک،
۵-چارلز ویدمارک،بازیگر فیلم های کلاسیک دهه ی چهل و پنجاه(مانند "بوسه ی مرگ" یا "قتل در قطار سریع السیر شرق")
همگی به دیدار باقی شتافتند!
منت خدای را عزوجل که بسیار هنردوست و هنرپرور تشریف دارند!
روی درختان مرگ آلوده،
فردا فریاد می زند.
زمین،
میلاد اقاقی ها را می نگرد.
و من،
میلاد مرگم را می رقصم.
تو با زمستان خداحافظی می کنی،
و من با تو.
تو به بهار سلام می دهی،
و من به مرگ.
می خواستم این چرندنامه را پیش از آمدن بهار و نوروز و این مزخرفات این جا بگذارم،اما نشد.