تبليغاتX
AC MILAN art hut
من همیشه یک بادبان بوده ام

همیشه.

اما حالا خودم،

یک با باد رفته ی بر باد خفته ام.

****************

می دانم که خیلی ها منظورم از "بادبان" را نمی دانند.به هر حال،من یک بادبانم،و تلاش می کنم که یک بادبان باقی بمانم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 11:22  توسط AC MILAN  | 

می خواستم امشب پست جدیدم را بنویسم،اما امروز در خلال بازی "پرسپولیس-استقلال"(که برد،حق پرسپوليس بود)،مزدک میرزایی یکی از آن جمله های طلاییش را گفت و من بی خیال آن پست شدم.مزدک خان نشان داد كه اگر او به جاي "شريدر" فيلم نامه ي راننده تاكسي را مي نوشت،فيلم حداقل اسكار بهترين فيلم نامه را مي گرفت.

"به هر حال در سال نوآوري و شكوفايي هستيم و هر تيمي كه خلاق تر باشه،مي تونه بازي رو ببره"

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 23:21  توسط AC MILAN  | 

سیزده را همه عالم به در امروز از شهر..........من خود آن سیزدهم کز همه عالم بدرم

توی دو هفته ی گذشته:

۱-داوود اسدی،بازیگر و نویسنده ی تئاتر و تلویزیون و یکی از "ساعت خوش"ی ها

۲-دکتر فریدون آدمیت،پدر تاریخ نگاری معاصر ایران و نویسنده ی کتاب هایی مانند "امیر کبیر و ایران"

۳-آنتونی مینگلا،کارگردان معروف "بیمار انگلیسی" و "کوهستان سرد"

۴-آرتور سی کلارک،نویسنده ی معروف داستان های تخیلی و یکی از فیلمنامه نویسان "۲۰۰۱،یک ادیسه ی فضایی" کوبریک،

۵-چارلز ویدمارک،بازیگر فیلم های کلاسیک دهه ی چهل و پنجاه(مانند "بوسه ی مرگ" یا "قتل در قطار سریع السیر شرق")

همگی به دیدار باقی شتافتند!

منت خدای را عزوجل که بسیار هنردوست و هنرپرور تشریف دارند!

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 18:25  توسط AC MILAN  | 

                                             BackHome-Front.jpg image by ACMILAN_2008 

روی درختان مرگ آلوده،

فردا فریاد می زند.

زمین،

میلاد اقاقی ها را می نگرد.

و من،

میلاد مرگم را می رقصم.

تو با زمستان خداحافظی می کنی،

و من با تو.

تو به بهار سلام می دهی،

و من به مرگ.

می خواستم این چرندنامه را پیش از آمدن بهار و نوروز و این مزخرفات این جا بگذارم،اما نشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 17:46  توسط AC MILAN  |