۱-۱ با "لیوورنو" که گل رو "پیرلو" زد.(۶۱-پنالتی).توی این بازی "رونالدو"چند دقیقه بعد از ورودش به بازی،یک پنالتی گرفت و البته دچار مصدومیت شدیدی شد و رباط زانوش پاره شد و تا ۹ ماه توان بازی کزدن رو نداره.کلا خوش شانسیم!اون از پاتو،اینم از رونالدو.
۰-۰ با پارما.مالدینی توی این بازی،هزارمین۱۰۰۰ (نقطه هاشو نگاه کنید) بازی توی سری آ رو برای میلان انجام داد.
۴شنبه هم که با آرسنال(تو زمین اونا) .تیمی که از منچستر(که ما پارسال ۳ تا بهش زدیم)ببازه،دیگه حرفی برای گفتن داره؟!
۳-دیروز توی تاکسی نشسته بودم.راننده تاکسی خوش ذوق، نواری گذاشته بود.اولش یک زن و مرد شروع کردند به جر و بحث و دعوا.یک لحظه فکر کردم اشتباه می کنم و رادیو است،نه نوار.و این هم یک نمایش رادیویی ست .چند لحظه ی بعد،یک آقایی با حالتی کاملا شاعرانه و پر از گل و بلبل شروع کرد به دکلمه ی یک شعر با بار معنایی فراوان(شعر آن قدر بار معنایی سنگینی داشت که نزدیک بود کمر دکلمه کننده ی بیچاره بشکند).بعد از آن،کمی آهنگ و به یکباره یک خواننده ای شروع کرد به خواندن . بعد از چند لحظه فهمیدم که بابا این همان استاد "یساری" خودمان است که دارد درباره ی این که بچه ها گل های باغ زندگی هستند و پرپرشان نکنیم و از این حرف های بسیار بسیار خوب!،آواز می خواند. بعد به این فکر کردم که بابا چیه ما راه افتادیم میگیم "گروه اوهام" و "نامجو" و تلفیق و این حرف ها.کجاییم بابا؟!تلفیق خیلی وقت است که در موسیقی ما وجود دارد،آن وقت بحث می شود که نامجو نوآور است و این حرف ها.این ها یک مشت مزخرفات است،باور نکنید.نمایش رادیویی،دکلمه ای کاملا شاعرانه(که واقعا با فضای شاعرانه ی آهنگ های جناب یساری هم خوانی کامل دارد) و بعد هم صدای جادویی جناب استاد!
این ها تلفیق نیست؟!
۲-یکی دیگر از عواملی که در موسیقی نامجو وجود دارد ،کنار هم گذاشتن چیزهای بی ربط است.این بی ربطی هم در برخی شعرهایی که او می خواند ، هست و هم در تلفیق سبک ها و سازها.تلویزیون دیشب در یک اقدام نامجوانه(و البته نامجوانه) آهنگ "جمعه" ی فرهاد را به همراه صحنه های راهپیمایی و کشت و کشتار ۱۷ شهریور(که در روز جمعه اتفاق افتاده است) پخش کرد.آن هم نسخه ای که فرهاد آن را به همراه گروه کر خوانده است و شبیه یک سرود است.(نسخه ی اصلی این آهنگ،همانی است که فرهاد با سوت های ممتدش،تمام جمعه های "غمگین" و رقت بار را به یادمان می آورد)از ما نشنیده بگیرید،ولی این آهنگ را فرهاد روی ترانه ی "شهیار قنبری" برای فیلم "خداحافظ رفیق" امیر نادری در سال ۵۰ خواند.(می دانم که می دانید این کشتار در چه سالی اتفاق افتاد.نمی دانید؟!جان من؟!.خب حالا که نمی دانید،من می گویم:۵۷)
۱-بردیم!