خبر بعدی اینه که تو آماری که منتشر شده،میلان به عنوان سومین تیم برتر جهان شناخته شده!!!
واقعا مسخره س.قهرمان اروپا بشی،قهرمان جهان بشی،اون وقت سوم بشی.اونم در حالی که تیم دوم،"منچستر یونایتد"(چه اسم ضایعی) باشه.و اینم باز در حالی باشه که همین تیمو چند ماه پیش،
۰-۳ برده باشی.واله نمیداننم باید چکار می کردیم که بهترین تیم می شدیم(البته از دید کج اونا،چون بهترین هستیم).احتمالا باید تو مسابقات جام باشگاه های مریخ و مشتری هم شرکت می کردیم.
"رونالدو" گفته که قصد پیوستن به "فلامینگو"(البته از نوع برزیلیش،نه قزوینیش) رو نداره و می خواد تو میلان بمونه و دوباره همون رونالدو بشه.
"آنچلوتی" هم گفته که "دیدا" هم چنان دروازه بان اول ماست.
این فیلم (قتل موجه)یکی از فیلم هاییست که درنوبت اکران قرار دارد و به زودی اکران خواهد شد. نکته ی مهم،حضور دو ستاره ی سینما،"رابرت دنیرو" و "آل پاچینو" در این فیلم است.آخرین همکاری این دو به سال ۱۹۹۵ مربوط میشود که در فیلم "مخمصه"به کارگردانی "مایکل مان" با یکدیگر هم بازی بودند.در آن فیلم ،پاچینو نقش یک پلیس و دنیرو نقش یک خلافکار را بازی می کردند،اما طبق شنیده ها،در این فیلم هر دوی آن ها به نقش دو کارآگاه همکار حضور دارند.
به جز مخمصه،این دو در سال ۱۹۷۴ هم در "پدر خوانده ۲"با یکدیگر هم بازی بودند که البته در هیچ سکانسی رو در روی یکدیگر قرار نگرفتند،چرا که دنیرو در این فیلم ،نقش دوران جوانی پدر آل پاچینو را بازی می کرد که در پدرخوانده ۱ این نقش بر عهده ی "مارلون براندو"ی بزرگ بود.
جامه نیستند
تا زتن در آورم
چامه و چکامه نیستند
تا به رشته ی سخن درآورم
نعره نیستند
تا ز نای جان برآورم
دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی است
*
دردهای من
گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که چین پوستینشان
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نام هایشان
جلد کهنه ی شناسنامه هایشان
درد می کند
من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه های ساده ی سرودنم
درد می کند
قیصر امین پور-گزیده
امروز با یکی از دوست هام رفته بودم بیرون،تو فیلم فروشی دوستم به فیلم فروشه گفت:"طعم گیلاس رو داری؟"
و من تازه یادم افتاد که شاهکار کیارستمی رو دیدم و چیزی درباره ش ننوشتم.
شاید در نگاه اول،نداشتن موسیقی،بازی های نامطلوب بازیگران (یا بهتر بگویم:نابازیگران) و تپق زدن های گاه و بیگاهشان،توی ذوق بزند.اما این ها ویژگی های سینمای کیارستمی هستند.ویژگی هایی که باعث می شوند فیلم های او هر چه بیش تر به واقعیت نزدیک شوند.(گرچه در واقع بین مفهوم حقیقت و واقعیت،تفاوت هست).
دیالوگ های فیلم شاهکارند.برای مثال:مگه خاک صفا نداره؟هر چی خوبه از خاک درمیاد.
-بله.اون طور که شما میگی هر چی خوبه یه روز میره تو خاک.
کیارستمی در این فیلم،خودکشی را از دیدگاه انسان های گوناگون بررسی می کند.سرباز جوان و سرشار از آرزو،طلبه ای که مغزش پر است از استدلال هایی که مرد ناامید را راضی نگه نمی دارد،و سر انجام یک مرد میانسال که حرف های شیرینش،روی مرد اثر می گذارد.
اگر کسی پس از دیدن این فیلم توانست بگوید ایران کارگردان خوب ندارد........................نهایت کج سلیقگی و درک هنری پایینش را نشان داده است. 